![]() |
![]() |
|
|
همونطوری که دسته جمعی پسرا (یعنی همون اکیپ هیراد و احمد) نشسته بودن رو پله های بیلیارد دخترهای دیگه که داشتن ناهار میخوردن ناهار هاشونو ول کردن رفتن سراغ اونا!
ادامه دفعات بعد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم آبان 1386ساعت 18:8 توسط من خودمم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
خدا عاشقی رو نصیب هیشکی نکنه.
داستان های واقعی ولی جالب در این وبلاگ میگذارم. البته اولای قصه ربطی به عشق و عشقی خودم نداره ولی به هر حال امیدوارم براتون جالب باشه. راستی در نظر سنجی هم شرکت کنید تا به من در نوشتن کمک کنید. با تشکر. |
| نوشته های پیشین |
|
هفته دوم آبان 1386 هفته اوّل آبان 1386 |
| پیوندها |
|
ارزش pooh Richie Stringini 4 Ever |
|
RSS
|