![]() |
![]() |
|
|
من روم رو به طرف دوست صمیمیم کردم و گفتم چی شده؟؟؟؟؟؟؟؟ ترسوندیم!؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا جیغ میکشی؟؟؟؟ دیدم داره با حالته گریه و خنده به اون طرف اشاره میکنه! منم تا نگاه کردم به اون طرف.....نزدیک بود منم جیغ بزنم...... دستام داشتن می لرزیدن....اول که خداروشکر ندیدنمون و رفتن اب خریدن ولی همینطور که داشتن دنبالمون میگشتن... یکهو چشمشون به دوست صمیمیم خورد و اومدن به طرف سرویس!
پـــــــــــــــــــــــــــــــایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــان تا داستان بعد فعلا. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 15:26 توسط من خودمم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
خدا عاشقی رو نصیب هیشکی نکنه.
داستان های واقعی ولی جالب در این وبلاگ میگذارم. البته اولای قصه ربطی به عشق و عشقی خودم نداره ولی به هر حال امیدوارم براتون جالب باشه. راستی در نظر سنجی هم شرکت کنید تا به من در نوشتن کمک کنید. با تشکر. |
| نوشته های پیشین |
|
هفته دوم آبان 1386 هفته اوّل آبان 1386 |
| پیوندها |
|
ارزش pooh Richie Stringini 4 Ever |
|
RSS
|